Xfce 4.8, دسکتاپی برای من!

Xfce یک دسکتاپ سبک برای سیستم‌های گنو/لینوکسی یا به تعریف خودشون شبه یونیکیسی طراحی و توسعه داده می‌شه.در مورد هدف کلی این پروژه توی صفحه اصلی Xfce نوشته:
Xfce logo.svgIt aims to be fast and low on system resources, while still being visually appealing and user friendly.
سریع و اجرا شدن با حداقل مشخصات سخت‌افزاری، در حالی که ظاهری خوش‌آیند داره و کاربر پسند هست.
که با نیاز من هم کاملا جور در می‌اد:
من یه سیستم قدیمی دارم، یه PC با CPU intel due 2.8 Ghz و ۱ گیگ رم و یک کارت گرافیک قدیمی 5500fx. تا زمان گنوم ۲ من تقریبا مشکلی از نظر این سخت‌افزار‌ها نداشتم. خیلی راحت با تغییراتی که داده بودم و همچنین سبک بودن آرچ‌لینوکس دسکتاپ مورد علاقم رو داشتم. awn به جای پنل‌های معمول گنوم، synapse (که قبلا gnome-do بود)، کامپیز (با حداکثر افکت‌ها!) و یک صفحه‌ای بدون چیز اضافه‌ای که باعث میشد من راحت و دقیق روی کارهام تمرکز کنم. اما بعد از اومدن گنوم ۳ یک سری مشکلات پدیددار شد. مهم‌ترین gnome-shell بود. نرم‌افزار بسیار سنگینی که برای سیستم ضعیف من سرعت رو می‌اورد پایین. با این حال حالت Fallback Mode خیلی بهتر شد. از طرفی gtk 3 رو داشتم و از طرفی تغییراتی تو پنل‌ها و توی ظاهر کلیش. در نگاه اول بد نبود، الان هم بد نیست. کم کم متوجه شدم برای کوچک‌ترین کار ها هم مجبورم برم فایل‌هایی رو دستی تغییر بدم. gnome tweak ابزار خیلی کاملی هست که بدون اون باید بگم اصلا نمی‌شد با گنوم ۳ کار کرد. با این حال باز هم گنوم ۳ (حتی بدون گنوم-شل) سنگین هست و خیلی از مواقع مجبور بودم که گنوم ۳ رو بدون کامپیز اجرا کنم.
و خب این است قدرت نرم‌افزار‌های آزاد! قدرت انتخاب. من سخت‌افزار‌های داغون تر از خودم هم دیده بودم. انصافا سیستم من ماله عهد تیرکمون شاه هم نیست. دسکتاپ سبکی مثل LXDE واقعا لازم نبود. KDE هم که کلا با من جور در نمی‌اد. می‌مونه E17 که نمی‌دونم چی هست واقعا! و Xfce.

 http://www.xfce.org/images/about/screenshots/4.8-1.png
Xfce چند تا مزیت عمده داره برای من:
  • خیلی سبک تر از گنوم۳ هست، من الان که فایرفاکس سنگین و کامپیز و banshee و pidgin و تقریبا تمام برنامه‌های مورد نیاز عادیم رو باز کردم. حدودا ۸۵۰ مگ رم گرفته. که البته ۲۵۰ مگش مربوط به فایرفاکس هست و banshee و pidgin و کامپیز هم هر کدوم حدودا ۳۰−۵۰ مگ رم گرفتن. مهم اینه که سیستم من الان خیلی روون اجرا میشه.
  • من به همه چیز به ساده ترین نحو دسترسی دارم. در حالت عادی با ابزارهای گرافیکی خود Xfce4 من تقریبا تمام تغییراتی که می‌خوام رو انجام می‌تونم بدم و حتی چیز‌هایی که توی گنوم ۲ به راحتی نمی‌تونستم تنظیم کنم رو این جا می‌تونم با محیط گرافیکیش راحت تغییر بدم.
  • شبیه به گنوم هست! :دی
نکته‌ی مثبت قضیه اینه که من گنوم ۳ رو هم دارم، هیچ اجباری به استفاده از Xfce نیست. من تقریبا از همون اول که گنوم ۳ رو مخازن تستینگ Archlinux منتشر شد اون رو نصب کردم و خب ناراضی هم نیستم ازش. ولی مثل این که Xfce دسکتاپ بهتری برای نیازهای من و سخت‌افزار‌های من هست.
نصب کردن Xfce توی آرچ‌لینوکس خیلی راحت انجام میشه، فقط کافیه که ویکی رو بخونین:
و بعدش هم یه مقدار تغییرات:

چند ساعت نابینا بودن را تجربه کنید!

File:Blind signal.pngتا حالا شده که توی زیرزمین یا جایی که کاملا تاریکه برق بره و شما واقعا واقعا هیچ جا رو نبینین؟ حتی یه کور سوی نوری هم نباشه؟ چی کار کردین؟
شما رو نمی‌دونم، ولی من به این مسئله برخوردم، توی حالت عادی سعی کردم که صبر کنم تا چشمام به کم بودن نور عادت کنه، ولی نوری اون جا نبود، واقعا نبود. آروم سعی کردم توی ذهنم اتاق رو تصور کنم. کورمال کورمال اومدم بیرون تا به نور مهتاب رسیدم.
این اتفاق یه ایده‌ی جالبی رو توی ذهن من انداخت. توی محله‌ی ما فردی هست که واقعا نابینا هست، ولی هر روز می‌اد کل محله رو می‌گرده بدون عصا! بدون این که دستش رو بگیره به دیوار. می‌خواستم ببینم چه حسی داره. امروز ظهر به کمک دوستم چشم بسته نزدیک به ۱۵ دقیقه مسیر خونه رو پیاده اومدم. هرچند که با چشم‌های بسته هم می‌تونستم مثلا نور و یا نبود نور رو حس کنم. و این که چون هر روز دارم این مسیر رو می‌رم و می‌ام می‌تونستم تصور داشته باشم که کجا داریم می‌ریم. و این که یه راهنما کنار من بود. با این حال واقعا سخته. یه بار توی یه چاله افتادم یه بار هم خوردم به یه ماشین.
این شروع کوچیکی بود از طرحی که می‌خواستم بریزم. چشم بسته چند ساعت به کمک راهنما توی شهر بگردم و تصاویرش رو ضبط کنم.
 File:Blind Company.jpg
حس خیلی جالبیه، صدا ها خیلی بلند تر می‌شن. آدرنالین به سرعت ترشح می‌کنه و با کوچک‌ترین صدایی واکنش می‌دی.
پ.ن۱: این پوستر رو صرفا به خاطر مرتبط بودن با موضوع اضافه کردم، قصدم خود فیلم نبود.
پ.ن۲: نمی‌دونم ولی از استفاده واژه «روشن دل» به جای نابینا یا کور خوشم نمی‌اد. حس بدی بهم می‌ده.

icu 4.8.1 مقصر اصلی جریان لیبره‌آفیس ۳.۴.۲

هه هه، توی این پست در مورد باگ مزخرف لیبره آفیس و این چیزا نوشتم. امروز یه آدم هندی توی فروم آرچ‌لینوکس این مشکل رو داشت (با زبان Devanagari (hindi)):
https://bbs.archlinux.org/viewtopic.php?id=124095
و متوجه شده بود که مشکل از لیبره‌آفیس و یا بیلد آرچ‌لینوکس نیست، بلکه مشکل از پکیج احمقی است به نام icu، که در نسخه‌ی 4.8.1 این مشکلات رو ایجاد کرده بود. پس مشکل از جاوا ۷.۳ و اینا هم نبود.
دوستانی که هنوز مشکل دارن، فعلا راه حل اینه که داونگرید کنن به نسخه‌ی 4.8-1، تا ببینیم چی میشه. اگه علاقه‌دارین کمک کنین این باگ سه جا هست که در واقع به آخریش مربوط میشه:
لیبره‌آفیس:
https://bugs.freedesktop.org/show_bug.cgi?id=39955
آرچ‌لینوکس:
https://bugs.archlinux.org/task/25549
و مقصر اصلی، icu:
http://bugs.icu-project.org/trac/ticket/8764

ipython بهتر از python!

اوه، واقعا کی حالش رو داره eclipse به اون سنگینی رو نصب کنه؟ و تازه استفاده کنه؟ برای منی که به زبون پایتون برنامه می‌نویسم و تازه اول کار هستم، جدا واقعا لازمه برنامه‌ی سنگینی مثل eclipse رو نصب کنم؟ فکر نکنم.
ideهای زیادی برای python هست، از eclipse گرفته تا geany، Eric و حتی IDLE خود پایتون (که به نظرم توی گرافیکی ها خیلی بهتره). ولی من خودم دوست ندارم با این ها کار کنم، تا وقتی که vim و gedit و خود python ترمینال tilda هست، واقعا کی به یه ide دیگه احتیاج داره؟ البته همیشه مشکلاتی هم هست مثل عدم autocomplication و یا بدون رنگ بودنش و… البته همیشه هم راه‌حل هست. و پیشنهاد من:‌ ipython
ipython دقیقا نمی‌دونم چی هست، ولی بدرد بخوره! اولا که یه جور ترکیبی از bash و python هست! یعنی همزمان میتونی از دستورات بش استفاده کنی (البته فقط برای تغییر دایرکتوری و این جور چیزها) و همین طور توش پایتون بنویسی. مزیت بزرگی که داره اینه که برای پایتون auto complication داره. و خوب خوشگل تر هم هست :d رنگ و لعاب داره.
واقعا نمی‌دونم چه طور قبلا بدون ipython می‌تونستم راحت پایتون بنویسم!
توی ریپوزیتوری آرچ هم هستش، 
#pacman -S ipython ipython3
اپشن‌های بدرد بخوری داره، اگه واقعا نمی‌تونین از چیزی مثل python قبلی دل بکنین، –classic ظاهرش رو مثل python میکنه. (البته خب همیشه تغییر هم بد نیست) یا –autoindent که باعث میشه به صورت خودکار هر جایی که فاصله نیاز بود (مثل بعد از if ها و …) خودش ۴ تا فاصله بزاره. بقیش رو میتونین توی man ipython پیدا کنین.
البته یکمی توی شروع کند هست که با –quick میشه سریعش کرد، ولی خب من ازش استفاده نمیکنم.
و بعد هم می‌تونین یه alias خوشگل مثل من براش بسازین و بندازین توی .bashrc
alias pi=’ipython –autoindent –autoedit-syntax’

باگ مزخرف لیبره‌آفیس ۳.۴.۲ با فارسی، عربی، …

گویا لیبره آفیس ۳.۴.۲ با زبان فارسی، عربی، اردو، … و کلا زبان‌هایی که با رسم‌خط فارسی هستن مشکل اساسی داره. خیلی مسخرس نه؟ مسخره تر از اون اینه که من یه هفته باگ ریپورت دادم ملت نمیرن وت بزنن! از اون ور هم دولوپرهای لیبره‌آفیس یا نمی‌بینن، یا نمی‌فهمن مشکل کجاست (میگن اینکه چقدر خوب هم هست، حتما!).
https://bugs.freedesktop.org/show_bug.cgi?id=39955
این باگ توی مک، آرچ‌لینوکس و چند تا دیسترو دیگه مشاهده شده، اگه ایده‌ای در مورد این که چرا این بلا سرش اومده دارین، خواهشا به لیست پستی لیبره‌آفیس ایمیل کنین یا یه پچ هم براش بنویسین خیلی محشر میشه! اوضاعش خیلی خرابه.
File:LibreOffice-BigProblem-With-Persian-Arabic.png
#زندگیه؟