ایجاد یک عکس موزاییکی از کاربران ایرانی!

اول بگم که عکس موزاییکی چیه، بعد برسم سراغ طرح عکس موزاییکی کاربران گنو/لینوکس کار ایرانی! :دی
احتمالا باید عکس‌های موزاییکی رو دیده باشین، توی مجله‌ها، توی اینترنت و شاید هم ساخته باشیدشون.
ایده‌ی کلی اینه:‌ یک عکس اصلی داریم و تعداد زیادی عکس کوچیک. با استفاده از برنامه‌های مختلف مثل gimp یا metapixel یا خیلی برنامه‌های دیگه (حتی تحت وب هم دیدم) عکس اصلی رو با عکس‌های کوچیک تولید کنید. طرح خیلی قشنگی می‌شه. این نمونه رو ببینین:
این پرنده با استفاده از عکس‌های مختلف طبیعت و عکس پرندگان دیگه ساخته شده. می‌تونین روش کلیک کنین و عکس‌های کوچیک رو ببینین.
 و اما ایده:
قصد دارم که عکس کاربرای گنو/لینوکس کار ایرانی رو جمع کنم. کسایی که فعال هستن و فعالیت‌هایی برای گنو/لینوکس انجام دادن و بعد توی عکس تاکس یا گنو (یا هر دو؟) یه عکس موزاییکی از کاربرا درست کنم.
تاکس لینوکس
این طرح کلی هست، از بقیه خوشگل تره و خب بامزه تر. تا الان یه تعدادی از بچه‌ها عکسشون رو دارم و چند تایی هم عکسشون رو برام فرستادن. خوشحال میشم که عکس شما رو هم توی این عکس موزاییک بزارم. لطفا عکس خودتون رو توی هر اندازه‌ای، از هر جایی، توی هر حالتی، به من bersam.k توی جیمیل ایمیل کنین!

Xfce را برای برنامه‌های gtk3 تنظیم کنید

خب، بعد از کوچ کردن به Xfce هنوز یک سری تنظیمات مونده تا دسکتاپ دلخواه بشه. مشکل وقتی پدیدار شد که خواستم با استفاده از برنامه‌ی evince برای باز کردن pdfها استفاده کنم. برنامه‌ی evince مثل gedit و rhythmbox با gtk3 نوشته شده و توی آدرس و نحوه‌ی تنظیم کردن تم‌های gtk3 هم فرق می‌کنه. راه حل ساده هست. تم gtk3 رو تنظیم کنین.
 مثل gtk2 توی ~/.gtkrc-2.0 برای gtk3 هم باید فایل:
${XDG_CONFIG_HOME}/gtk-3.0/settings.ini
 بسازید و تغییر بدید. ${XDG_CONFIG_HOME} معمولا همون پوشه‌ی .config توی home هست. مثل سینتکس زیر فایل رو ادیت کنید.

[Settings]
gtk-theme-name = Adwaita
gtk-fallback-icon-theme = gnome
# next option is applicable only if selected theme supports it
gtk-application-prefer-dark-theme = true
# set font name and dimension
gtk-font-name = Sans 10

تم Adwaita با پکیج gnome-themes-standard توی آرچ‌لینوکس نصب میشه. البته این تنظیمات توی Xfce به این صورت احتیاج هست و توی خود گنوم می‌هونین از ابزار Gnome Tweak استفاده کنین.
منبع:

آپدیت۱:
ایده‌ی @Sasan هم بهتر هست، می‌تونین از سری تم‌هایی استفاده کنین که هم gtk-3.0 رو ساپورت می‌کنن و هم gtk-2.0 رو. مثل این دو تا:
http://shimmerproject.org/project/bluebird
http://shimmerproject.org/project/greybird

و البته چون این دوتا زیادی روشن هستن می‌تونین از این تم که تیره هست استفاده کنین:
https://thedeviantmars.deviantart.com/art/Atolm-gtk3-206663190

 

Xfce 4.8, دسکتاپی برای من!

Xfce یک دسکتاپ سبک برای سیستم‌های گنو/لینوکسی یا به تعریف خودشون شبه یونیکیسی طراحی و توسعه داده می‌شه.در مورد هدف کلی این پروژه توی صفحه اصلی Xfce نوشته:
Xfce logo.svgIt aims to be fast and low on system resources, while still being visually appealing and user friendly.
سریع و اجرا شدن با حداقل مشخصات سخت‌افزاری، در حالی که ظاهری خوش‌آیند داره و کاربر پسند هست.
که با نیاز من هم کاملا جور در می‌اد:
من یه سیستم قدیمی دارم، یه PC با CPU intel due 2.8 Ghz و ۱ گیگ رم و یک کارت گرافیک قدیمی 5500fx. تا زمان گنوم ۲ من تقریبا مشکلی از نظر این سخت‌افزار‌ها نداشتم. خیلی راحت با تغییراتی که داده بودم و همچنین سبک بودن آرچ‌لینوکس دسکتاپ مورد علاقم رو داشتم. awn به جای پنل‌های معمول گنوم، synapse (که قبلا gnome-do بود)، کامپیز (با حداکثر افکت‌ها!) و یک صفحه‌ای بدون چیز اضافه‌ای که باعث میشد من راحت و دقیق روی کارهام تمرکز کنم. اما بعد از اومدن گنوم ۳ یک سری مشکلات پدیددار شد. مهم‌ترین gnome-shell بود. نرم‌افزار بسیار سنگینی که برای سیستم ضعیف من سرعت رو می‌اورد پایین. با این حال حالت Fallback Mode خیلی بهتر شد. از طرفی gtk 3 رو داشتم و از طرفی تغییراتی تو پنل‌ها و توی ظاهر کلیش. در نگاه اول بد نبود، الان هم بد نیست. کم کم متوجه شدم برای کوچک‌ترین کار ها هم مجبورم برم فایل‌هایی رو دستی تغییر بدم. gnome tweak ابزار خیلی کاملی هست که بدون اون باید بگم اصلا نمی‌شد با گنوم ۳ کار کرد. با این حال باز هم گنوم ۳ (حتی بدون گنوم-شل) سنگین هست و خیلی از مواقع مجبور بودم که گنوم ۳ رو بدون کامپیز اجرا کنم.
و خب این است قدرت نرم‌افزار‌های آزاد! قدرت انتخاب. من سخت‌افزار‌های داغون تر از خودم هم دیده بودم. انصافا سیستم من ماله عهد تیرکمون شاه هم نیست. دسکتاپ سبکی مثل LXDE واقعا لازم نبود. KDE هم که کلا با من جور در نمی‌اد. می‌مونه E17 که نمی‌دونم چی هست واقعا! و Xfce.

 http://www.xfce.org/images/about/screenshots/4.8-1.png
Xfce چند تا مزیت عمده داره برای من:
  • خیلی سبک تر از گنوم۳ هست، من الان که فایرفاکس سنگین و کامپیز و banshee و pidgin و تقریبا تمام برنامه‌های مورد نیاز عادیم رو باز کردم. حدودا ۸۵۰ مگ رم گرفته. که البته ۲۵۰ مگش مربوط به فایرفاکس هست و banshee و pidgin و کامپیز هم هر کدوم حدودا ۳۰−۵۰ مگ رم گرفتن. مهم اینه که سیستم من الان خیلی روون اجرا میشه.
  • من به همه چیز به ساده ترین نحو دسترسی دارم. در حالت عادی با ابزارهای گرافیکی خود Xfce4 من تقریبا تمام تغییراتی که می‌خوام رو انجام می‌تونم بدم و حتی چیز‌هایی که توی گنوم ۲ به راحتی نمی‌تونستم تنظیم کنم رو این جا می‌تونم با محیط گرافیکیش راحت تغییر بدم.
  • شبیه به گنوم هست! :دی
نکته‌ی مثبت قضیه اینه که من گنوم ۳ رو هم دارم، هیچ اجباری به استفاده از Xfce نیست. من تقریبا از همون اول که گنوم ۳ رو مخازن تستینگ Archlinux منتشر شد اون رو نصب کردم و خب ناراضی هم نیستم ازش. ولی مثل این که Xfce دسکتاپ بهتری برای نیازهای من و سخت‌افزار‌های من هست.
نصب کردن Xfce توی آرچ‌لینوکس خیلی راحت انجام میشه، فقط کافیه که ویکی رو بخونین:
و بعدش هم یه مقدار تغییرات:

چند ساعت نابینا بودن را تجربه کنید!

File:Blind signal.pngتا حالا شده که توی زیرزمین یا جایی که کاملا تاریکه برق بره و شما واقعا واقعا هیچ جا رو نبینین؟ حتی یه کور سوی نوری هم نباشه؟ چی کار کردین؟
شما رو نمی‌دونم، ولی من به این مسئله برخوردم، توی حالت عادی سعی کردم که صبر کنم تا چشمام به کم بودن نور عادت کنه، ولی نوری اون جا نبود، واقعا نبود. آروم سعی کردم توی ذهنم اتاق رو تصور کنم. کورمال کورمال اومدم بیرون تا به نور مهتاب رسیدم.
این اتفاق یه ایده‌ی جالبی رو توی ذهن من انداخت. توی محله‌ی ما فردی هست که واقعا نابینا هست، ولی هر روز می‌اد کل محله رو می‌گرده بدون عصا! بدون این که دستش رو بگیره به دیوار. می‌خواستم ببینم چه حسی داره. امروز ظهر به کمک دوستم چشم بسته نزدیک به ۱۵ دقیقه مسیر خونه رو پیاده اومدم. هرچند که با چشم‌های بسته هم می‌تونستم مثلا نور و یا نبود نور رو حس کنم. و این که چون هر روز دارم این مسیر رو می‌رم و می‌ام می‌تونستم تصور داشته باشم که کجا داریم می‌ریم. و این که یه راهنما کنار من بود. با این حال واقعا سخته. یه بار توی یه چاله افتادم یه بار هم خوردم به یه ماشین.
این شروع کوچیکی بود از طرحی که می‌خواستم بریزم. چشم بسته چند ساعت به کمک راهنما توی شهر بگردم و تصاویرش رو ضبط کنم.
 File:Blind Company.jpg
حس خیلی جالبیه، صدا ها خیلی بلند تر می‌شن. آدرنالین به سرعت ترشح می‌کنه و با کوچک‌ترین صدایی واکنش می‌دی.
پ.ن۱: این پوستر رو صرفا به خاطر مرتبط بودن با موضوع اضافه کردم، قصدم خود فیلم نبود.
پ.ن۲: نمی‌دونم ولی از استفاده واژه «روشن دل» به جای نابینا یا کور خوشم نمی‌اد. حس بدی بهم می‌ده.